خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





آسیب شناسی احزاب در ایران ( به قلم استاد مالک رضایی)

     آسیب شناسی احزاب در ایران

     «خُوَرنَق »نام قصر زيبا و با شکوهی دركوفه بود. بنای عجيبي كه روزی«نُعمان بن منذر» حاکم ولایات «حیره» بر بالای آن رفت و گفت، هرگز عمارتي به اين زيبايي نديده ام .«سِنمار» نامی که معمار بخت بر گشتۀ آن بود گفت :
    «جای سنگی،در اين عمارت،می دانم كه اگر آنرا از آنجا بر گيريد،همۀ قصر فرو ريزد»
     نُعمان گفت:
    «آیا جز تو هم کسی جای آنرا داند؟»
     گفت :
    «نداند»
    به اشاره ای او را از بالای قصر،انداختند تا راز ويراني بنا ،با وی به گور رود.
    چهل سال پيش ،مرحوم عباسقلی یحیوی،تاج الشعراي اردبيل در منظومۀ زیبایی بخشي از اين ماجرا را به تصوير كشيده است و مداح تواناي اردبيل،باقر تمدني در محرم همان سال، آنرا با قابليت در خور تحسيني اجرا كرده است.مراسمي كه با چنان استقبال مردمي از عزاداران  اردبیل مواجه شد كه تعدادي در ميان ازدحام جمعيت مصدوم شد و رئیس محلۀ اوچدكان،مرحوم مير بابا رئيسي در آن حادثه جان باخت.يك بیت از آن سروده چنين بود .
    « سیر ایله ،بو قصر شومین ،نامُراد آثارینی
    ساختمان،يِتّدی باشا، اولدوردولر معماريني »
     اين شعر فوق العاده زیبا و حزن انگیز،ترا‍ژدي كوفه را از تاريخ بناي قصر تا واقعۀ عاشورا به تصویر می کشد .لیکن این یادداشت قصد بیان مطلب ديگري دارد  .
    چرا بايد بنايي به آن عظمت ساخته  میشد كه فقط به سنگي بند می بود  و رمز آنهم در ذهن يك نفر كه با رفتنش،راز عمارت به گور  رود؟درست مثل حمام شيخ بهايي كه گویند شمع آن به فوتي خاموش شد و ديگر روشن نشد.چون دیگر ، شيخ،زنده نبود .
    حكايت عبرت آموزی از مصاديق اغلب كارهای اجرايي و گروهی و حزبي ما و كسانیكه دوست دارند همۀ كارها بنام خود شروع كنند و به نام خودتمام كنند. گويي قهرمانگرايي بيماری همزاد ما گشته و ناجی گري وناجی نگري جزئي، از فرهنگ ما شده است. اینگونه است كه كار و فکر جمعي ما به اندازۀ كار فردی، سامان نمی یابد .
     در يك سازمان اداري بدون اتكاء جدی بر كارشناسان و اصحاب فکر و اندیشۀ آن سازمان،چشمها چنان به مدير دوخته ميشود که گویی او هزار دستان است. در كارهاي حزبي و سیاسی ما نیز نگاهها چنان به افراد معطوف است که گویی ،تمام مشروعيت حزبي خودرا نه از كاركرد حزبي خود بلكه از نامها می گیرند .غافل از اینکه سرنوشت يك انديشه و جریان فکری،بزرگتر از آنست كه به تنهایی در ذهن يك یا چند نفر معدود بگنجد.
    چو نیک بنگریم ،خاتمي و احمدی نژاد و روحانی و ..... مولود جریانها و مختصات سیاسی جامعه هستد نه مولد آن جريانها. جملگی فرزند جريانند ،مادر جریان نیستند واين نكتۀ مهمي است .
    سنگينی وزن  هِرَم احزاب واقعی  روی قاعدۀ هِرَم قرار میگيرد نه روی نامها و یا دولتمردانی که امروز هستند ،فردا نیستند.الفبای  علم سیاست چنين نگاهی را توصیه می کند. چیزی كه سران احزاب و گروههای سياسی در كشور ما،خواسته و ناخواسته به آن بی توجه اند.
    احزاب جمهوريخواه و دموكرات امريكا ،كارگر و محافظه كار انگليس،سوسيال دموكراسي وجبهه ی ملی فرانسه و...  قائم به وجود كلينتون،ریگان،تاچر،ميتران،شيراك،بلر، ساركوزي،اولاند و....  نيست.با آمدن و رفتن اوباما و بوش وشیراک ،حزبی قوی و ضعیف نمی شود ،چرا که آنها قوت و ضعف خودر ا ازآن نامها نمی گیرند از ساز و کار حزبی خود می گیرند. مشکل بتوان کسی  را در آنجا منبع کاریزماتیک حزبی در آن کشور تلقی کرد .قلب و نبض احزاب آن کشورها در قفسۀ سینۀ افراد نمي تپد. امّا گویی در كشور ما مي تپد .
    احزاب ما با طلوع فردی طلوع مي كنند و با غروب آن غروب می کند و نامها دراحزاب ما نقش آن سِنمار را دارند كه با نبودشان،قلب حزب از حركت باز مي ايستد.بی نیاز از ذکر مثالی نمونه هايش فراوان است.گو اینکه استثنائاتی بر این قاعده ی کلی نیز وجود دارد.
    قهرمان گرايي واتكا بر نامها به عادتی مزمن در کارکرد احزاب ما تبدیل  شده است و این بیماری با فاصله گرفتن از مرکز،،مزمن تر هم مي شود . هر كسي به فراخور حادثه و اتفاقی ،اگر يكبار در مركز، عكسي یادگاری با کسی گرفته است ،به مصداق لباس عاریتی ملا نصرالدین ،برگي بر هزاران برگ فريب خود مي افزايد،گويي که مالكيت ونمايندگي جریانهای فکری وسیاسی را به دست آورده است. مُلّا با طعنه به لباسش مي گفت به جاي او با مهمانان سخن بگويد. چرا که بخاطر آن او را بر صدر نشانده بودند. چه سود که برخی از این نکته ی مهم غافلند که عكس ونام هيچ كس به جای ديگري سخن نميگويد.
    سخن کوتاه کنم
     روزی گاليله،بعد از اعتراف اجباری در دادگاه وعدول از فرضيۀ محكم علمي خود در اثبات گردش زمين به دور خورشيد در پاسخی ملایم به هواداران  خشمگین و معترض خود که گفته بودند
    «وای بر ملتی که قهرمانش تو باشی »
    گفت :
    «وای بر ملتی که به قهرمان نیاز دارد و خود در اندیشه ی قهرمانی نیست»

    مالک رضایی


    این مطلب تا کنون 24 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : احزاب ,نامها ,حزبي ,گیرند ,آنرا ,گویی ,
    آسیب شناسی احزاب در ایران ( به قلم استاد مالک رضایی)

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده